خیلی وقت است در میان ما ایرانیان که متاسفانه این روز (کتاب و کتاب خوانی) فقط به یک تاریخ و یک روز تبدیل شده، چرا که با توجه به سرانه ی مطالعه در کشور متوجه این اتفاق تاسف بار خواهیم شد که کتاب، همو که در آغازین سال های دانش آموختگی، دوست و یار مهربان تلقی می شد امروز در نهایت بی مهری به گوشه ی عزلت نشسته و دیگر دغدغه ای بزرگ در ذهن خواننده نیست.

با  پیشرفت تکنولوژی  امروزه می توان حتی کتاب های چند صد صفحه ای و حجیم را در حجمی کوچک در یک گوشی موبایل به همراه داشت.

امروزه می توان با بهره گیری از اینترنت حتی با جستجوی یک خط از کتابی که نخوانده ایم بدان دست پیدا کرد و این خود از حسن های استفاده از تکنولوژی است.

اما در این بین تکلیف در دست گرفتن کتاب و لذت ورق زدن صفحات آن چه می شود؟

با اندکی فرافکنی نسبت به دو دهه ی پیش مطالعه امروزه فقط شامل کتاب های درسی ست که آن هم گاهی باعلاقه نبوده و از سر اجبار است.

کتاب خوانی فقط صرف گذران لحظه و پر کردن فراغت به بهترین نحو حساب نمی شود اگر با دید باز به این مقوله نگاه کنیم مطالعه ی کتاب ذهن را فعال و پویا نگه می دارد حال آنکه آموزه های حاصل از آن را می توان مهم ترین بخش آن دانست.

بسیاری از مردم پر مشغله گی و کمبود وقت و در بیشتر مواقع هزینه ی بالای خرید کتاب را دلیل عمده ی مطالعه ی بسیار کم امروزه می دانند.

در راستای بهبود این مهم باید مسئولین فرهنگی بستری را مهیا کنند که به ترغیب عموم برای کتابخوانی ایجاد شود نه اینکه کتاب و کتاب خوانی را هم وارد مقوله ی مخاطب خاص کنیم.

شاید آشنایی با مبحث کتاب خوانی به غیر از دروس مدرسه گامی بزرگ در جهت تشویق کودکان و نوجوانان باشد.
باید به خاطر داشت که پیش از ورود هر رسانه ای کتاب شاید اولین همدم انسان با سواد قرن ها بوده.

باید قبول کرد که بالا رفتن سطح آگاهی و فرهنگ هر جامعه با  رشد فکری  مردم آن جامعه ممکن پذیر است و این رشد حاصل نمی شود مگر با پرداختن به آن که یکی از بزرگترین راه های رسیدن به این تفکر  مطالعه ی مستمر  خواهد بود.

کاش می شد هر روز، روز کتاب و کتاب خوانی بود…

کاش می شد فراغت مان را با ولع در دست گرفتن کتاب پر کنیم…

نویسنده: عاطفه ملایری



منبع: آرت پرس